|
|
|
|
|
دیشب به یک نتیجه جالب رسیدم .البته این روزها دایم در حال رسیدن به نتایج جالبم ! در حالی که به شکل خنده داری مجبور بودم که صبح کله سحر سر کار باشم و طبق معمول همه روزهایی که باید زود بروم خوابم نمی بردیک چیز جدید در خودم کشف کردم . داشتم با چشمان بسته به این فکر می کردم که دلم چه چیزی می خواهد و چه چیزی وجود دارد که بخواهم داشته باشمش و فهمیدم هیچ چیزی نمی خواهم .هیچ چیزی . کشف کردم که خیلی راحت تر از آنچه فکر می کنم می توانم از داشته هایم هم بگذرم . بعد سبکی مطلوبی در تمام وجودم پیچید آنقدر سبک شدم که خوابم برد . آنقدر سبک شدم که تصمیم گرفتم دوباره بنویسم .آنقدر سبک که فکر کردم همه را می توانم ببخشم آنقدر سبک … هیچ چیز در زندگی ام دایم نیست واین هرچند آرامش مرا بر هم میزند اما خودآرامشی دیگر به دنبال دارد . آرامشی در رویای اینکه می دانی چیزی نیست که همیشه باشد.هیچ چیز . |
||