|
|
|
|
|
لیوان میلک شیک شکلات کافی شاپ اسکان عرق کرده بود .لیوان سرد در یک هوای گرم . گفت :نکن.و خندید . |
||
|
|
|
|
|
دوست دارم به جهانی که ندارم بروم بی خداحافظی از تو ، بگذارم بروم! جنگلی سوخته هستی و دلم می خواهد توی تنهایی تو شعله بکارم ، بروم! من و تو فصل هماغوشی مان پاییز است دوست دارم که به دنبال بهارم بروم وقت گل دادن تو ، ابر سیاهی بشوم روی گرمای تنت ، برف ببارم ، بروم! |
||